|
صفای بهبهان | ||
|
جناب آقای سالاری در وبلاگ شخصی خود پس از اینکه مدعی می شود سخنرانی هایش در مدت انتخابات کلاس درسی برای مردم بوده و در این کلاس ها" آرمان های امام راحل و اندیشه های مقام معظم رهبری و احکام شریعت را به مردم آموخته است" عنوان می کنند اگر حتی" امپراتوری آسیا را هم به بنده دهند هر گز حاضر نیستم به کسی تهمت ناروا ببندم ".
ادعایی که تنها در چند سطر بعد رنگ می بازد و از زبان ایشان می خوانیم: "ما گفته بودیم که نمی خواهیم به هر قیمتی به مجلس برویم و به این وعده هم عمل کردیم اما برخی نشان دادند که می خواهند به هر قیمیت حتی به بهای خزان کردن آبروی دیگران به بهارستان بروند "!
آقای سالاری بدون آنکه سندی ارائه دهد به صورت تلویحی عنوان می کنند شریعتی "به بهای خزان کردن آبروی دیگران به مجلس رفت"! آیا این سخن آقای سالاری مصداق تهمت به رقیب خود نیست؟ آیا در احکام شریعتی که جناب سالاری دم از آموختن آن به مردم می زنند به مردم یاد می دهند اگر در رقابتی بازنده شدند حتما با آبروی او بازی شده که پیروز نشده است؟
به قسمتی دیگر از ادبیات کسی که فردی دانشگاهی است و فلسفه خوانده و مدعی "دفاع از ارزش های انقلاب و شهدای دفاع مقدس و وحدت میان اقشار و گروها و عمران و آبادی وطن و توسعه ی همه جانبه در شهرستان بهبهان است " توجه کنید:
"بنده ای که از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون در جریان تمامی انتخابات بوده ام ، بیمناکانه هشدار می دهم که نکند جام خوش نقش و نگار مردم سالاری دینی با سنگ های قدرت و ثروت عده ای فرصت طلب و زراندوز بشکند . آری بیم آن دارم که در آینده به جای حاکمیت شایسته سالاری و فرهنگ و اندیشه ورزی معادلات زیانبار دیگری همچون دروغ و نیرنگ و ریا و تطمیع و ارتشاء و اهدای کارت شارژ ، وج نقد ، لباس های ورزشی و وعده های سرخرمنی و... جا خوش کند و خانه ملت با ورود نااهلان از فرازمندی و ارجمندی بیفتد. به راستی مجلسی که باید سرمشقش آیت الله سید حسن مدرس باشد ، چرا به سمت سوهای دیگری می رود؟ فاین تذهبون؟ چرا آنانی که دیروز از در رفتند امروز از پنجره وارد می شوند؟"
برادر دینی من! جناب آقای سالاری! آیا شما در ادبیات خود و در وبلاگ رسمی که دارید به صورت تلویحی رقیب خود را به "دروغ و نیرنگ و ریا و تطمیع و ارتشاء و اهدای کارت شارژ ، وجه نقد ، لباس های ورزشی و وعده های سرخرمنی و... "متهم نکرده اید؟ به راستی ما از شما می پرسیم فاین تذهبون؟ قرار بود حتی اگر امپراتوری آسیا را هم به شما بدهند هر گز حاضر نباشیدبه کسی تهمت ناروا ببندید اکنون فقط مردم با اختلاف چند هزار رای برای وکیل خود در خانه ملت به شما اعتماد نکرده اند همین! اما شما برای همین وکالت ناقابل یک شهرستان کوچک چه اتهام ها که به اردوگاه رقیب وارد نمی سازید؟ اگر قرار بود رقابت بر سر امپراتوری آسیا باشد و شما بازنده می شدید خدا می داند حجم اتهام ها چقدر وسیع تر می شد شاید به اندازه جفرافیای قاره کهن!
جناب سالاری شما نوشته اید که "- نادیده انگاشتن مبانی افکار امام (ره) و منویات رهبر فرزانه ی انقلاب " آزارتان می دهد؛آیا ادبیات و لحنی که شما در نوشته خود به کار برده اید پاسداشت مبانی افکار امام (ره) و منویات رهبر فرزانه ی انقلاب است؟ اگر هست جفا به امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب است.
جناب سالاری لحن و ادبیات شما پس از شکست در انتخابات نشان از نوع ادبیات شما در طول انتخابات دارد. جناب آقای سالاری! بر طبق فرموده رسول اکرم (ص) "نیرومند کسی نیست که رقیب خود را بر زمین زند، بلکه نیرومند کسی است که در موقع خشم، مالک نفس خود باشد".
جناب آقای سالاری! اگر حتی از سوی اردوگاه رقیب به شما اتهام هم وارد شده باشد انتظار از کسی که در میان طرفدارانش به معلم اخلاق معروف است بیشتر بود که باز رسول اکرم در حدیثی می فرمایند: قوی ترین شما کسی است که به وی دشنام گویند و تحمل کند و بر شیطان خویش و شیطان دشنام گو پیروز شود.
برادر دینی من! حتم دارم در طول این مدت متوجه شده اید که اینجانب انتخاب آقای شریعتی یا شما را انتخابی بین بد و بدتر نه تنها نمی دانستم بلکه معتقد بودم شما اهل فکر و اندیشه هستید و مخالف را احترام رامی گذارید و می توانید با فن بیان خود بهبهان را بهتر و بیشتر معرفی کنید و نیز در جایی نوشتم در مجموع اگرچه رای من شریعتی است اما رقابت با سالاری یک بازی برد برد است.
جناب سالاری ! باید اعتراف کنم که با این ادبیات و مواضعی که از شما دیدم رقابت شما با جناب شریعتی یک بازی برد برد نبود بلکه یک بازی باخت برد بود!
شما در حالی فرماندار بهبهان را زیر سئوال می برید که چرا مهلت رای گیری را تمدید نکردند که نیک می دانید ایشان به لحاظ سیاسی به شما نزدیکتر هستند تا جناب شریعتی و از نگاه بیرونی هم طبیعی جلوه می کند که یک فرماندار اصولگرا رای و نظرش بر یک کاندیدای اصولگرا باشد اما جنابعالی با مطرح کردن ادعا هایی که هیچ مستندی برای ان ندارید عنوان می کنید که اگر رای گیری تمدید می شد در ساعات تمدید رای فقط شما رای می آوردید و دیگر کسی به شریعتی رای نمی داد اتفاقا اگر به حدس و گمان باشد من می گویم در مرحله دوم شهری ها بیشتر از مرحله اول وارد انتخابات شدند و به همین دلیل هم شریعتی رای بیشتری آورد! نظر است دیگر! و اتفاقا فکر می کنم این حدس و نظر به واقعیت بیشتر نزدیک است! بگذریم از اینکه استاندار خوزستان اعلام کرده بود همه شهرها رای گیری تا ساعت ۲۰ بوده بهبهان هم مستثنا از این قضیه نیست؛لذا فرماندار بهبهان هم دستور وزارت کشور را اجابت کرده است.
جناب سالاری شاید فکر کنید که چون دیدگاه های من به لحاظ سیاسی به شریعتی نزدیکتر است این تحلیل را ارائه می دهم اتفاقا می خواهم بگویم با وجود اینکه به لحاظ سیاسی به اردوگاه اصلاحات تعلق خاطر دارم اما اعتراف می کنم که فرماندار اصولگرایی که شما زیر سئوال برده اید تا اینجا نشان داده که از مسئولیت خود نمره قبولی گرفته . جناب آقای باذلی هم زندانی ساواک در زمان طاغوت بوده و در زندان ساواک آغاجری حبس کشیده و هم از جمله رزمندگان جانباز جنگ تحمیلی هستند که هنوزاهنوز در اثر جراحات زمان جنگ نمی توانند آرنج خود را خم کنند لذا چنین کسی با چنین سابقه ای آنچه بیش از هر چیز دیگر برایشان ملاک است بر خلاف ادعاهای شعار گونه شما نظام و جمهوری اسلامی است که معتقدم برخلاف نظر شما آنکس که کلاس های درسی از احکام شریعت و عشق به آرمان های امام (ره) و اندیشه های مقام معظم رهبری را برای مردم ارائه می دهند جناب آقای باذلی فرماندار محترم بهبهان است که به دور از ملاحظات سیاسی دارند خدمت صادقانه انجام می دهند. به نظرم در دیداری که با آقای زینلی مسئول شورای نگهبان در بهبهان هم داشتید متوجه این نکته شده اید که برای صحت ادعای خود هیچ سندی ندارید آیا وقتی سند و مدرکی برای ادعای خود ندارید مباحثی را که در وبلاگتان منتشر کرده اید مصداق تهمت نیست؟ این است معنای پاسداری از ارزش های انقلاب و خون شهدا؟ شما متاسفانه (و البته نه متعصفانه! به نوشته خود رجوع کنید آنقدر عصبی نوشته اید که متاسفانه را به غلط متعصفانه نوشته اید!) در نوشته خود با بیان اینکه " اهل ایمان باختی ندارند" خود را نماد ایمان دانسته و معلوم است که رقیب خود را چه می دانید!
جناب سالاری با خواندن نوشته شما خیلی دوست داشتم که صبر پیشه کنم و در جهت وحدت نیروهای سیاسی شهرمان سکوت کنم اما احساس کردم شما دارید از نجابت رقیب خود سو استفاده می کنید تازه متوجه شدم آنچنان که می گوئید باخت سرافرازانه ای نداشته اید که پیروزی رقیب شما کثیف نبود لذیذ بود!
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 13:41 ] [ فرزاد صدری ]
2001یک ادیسه فضایی ساخته خارق العاده استنلی کوبریک و از شاهکارهای دنیای سینما است. در نمای ابتدایی فیلم وقتی دو گروه از میمون ها بر سر برکه آب نزاع می کنند یکی از میمون ها متوجه می شود که می توان از یک تکه استخوان به عنوان وسیله ای برای زدن استفاده کند.تکه استخوان به آسمان پرتاب می شود و همان طور که داریم حرکت اسلوموشن استخوان را در آسمان نظاره می کنیم،تصویر کات می خورد به پیشرفته ترین سفینه فضایی ساخته بشر. راه چند هزار ساله ای که در یک کات سینمایی طی می شود، یکی از بهترین و پرمعناترین کات های تاریخ سینما را تشکیل می دهد. این روزها و در بازدید از مجتمع آریاگان عجیب این تصویر زیبای فیلم کوبریک در ذهنم نقش می بندد؛وقتی به یاد می آورم در شب های گرم تابستان و در اواخر دهه 50 استخوانی را به آسمان پرتاب می کردیم تا با پیدا کردن آن در زیر نور ماه از هرکدام از افراد بازی که دلمان خواست سواری بگیریم! در این بازی که به خَس پِرتَی(khas pertay )مشهور بود بچه ها هم دنبال استخوان پرت شده و هم مراقب همدیگر بودند که احیانا شخص پیدا کننده استخوان از او سواری نگیرد. خیلی از آن سال ها نمی گذرد که با پای برهنه بر انبوهی از شیشه خورده ها (به گویش بهبهانی چینی) و میخ و دیگر وسایل برنده دنبال استخوانی بودیم که شاید از دهان سگی افتاده بود! همه آن سال ها و در شب های گرم تابستان بازی هایی را انجام می دادیم که اغلب نه تنها پر خطر بودند بلکه به زعم من به هوش مان نیز چیزی اضافه نمی کرد،کافی است بازی هایی چون شالکو( shaleko) ،خِر سوز( khere soz)، خَس پِرتَی((khas pertay )سوار سوار (sevarsevar)،اَملِی بیلِی (amlay bilay)،از من(azman) و... .. را به یاد آوریم بازی هایی که هم پر خطر می نمود و هم می شود گفت تقریبا چیزی به هوش شما اضافه نمی کرد. صبح آن سال ها وقتی خسته از بازی های شبانه بر می خواستیم تفریح دیگرمان خواندن کتاب های ژول ورن بود.آن زمان اگرچه خیلی از رویاهای ژول ورن به تحقق پیوسته بود و نسیمی از خنکای مدرنیسم و پست مدرنیسم هم به ایران رسیده بود اما بهبهان شهر ما شاید هنوز چرخ فلکی هم برای بازی نداشت! اکنون و با گذشت نزدیک به 4 دهه از آن سال ها «کدخدا» همه دیروز های رد شده ای را روایت می کند که در رویاهایمان نقش بسته بود. برادران کدخدا با ساخت مجتمع آریاگان و سوررئالیسمی مبتنی بر واقع گرایی در راستای اهداف بلند پروازانه شان برای بهبهان ،مخاطره های مختلف اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی را بر جان می خرند تا در سینمای چهار بعدی نفس گیرشان و نیز شهر بازی خوش رنگ و لعابشان مخاطب خود را به قعر اندیشه های دنیای مدرن امروز ببرند. رفتن به آریاگان و شهر بازی این مجتمع تفریحی – بین المللی و خوردن آخرین فست فودهای روز دنیا رفتن به ناشناخته ها نیست. سفر به ذهن «کدخدا»یی است که در انتهای آن تولدی دوباره می یابیم و دوست داریم هر کدام از ما بهبهانی ها در هر جای دنیا که باشیم به زادگاه خویش برگردیم. به سرزمین «نجات» و «هفت سنگ» و «گل مشتی» و «وادی» جایی که کدخدا وصلت می کند به یک میهن دوستی توام با تعصبی منطقی . مجتمع تجاری تفریحی آریاگان همانند 2001 یک ادیسه فضایی کوبریک نه یک فیلم که یک ساختمان پست مدرن زمان خودش است. اگر با فیلم کوبریک به سرزمین ناشناخته ها سفر می کردیم اینجا و با حضور در مجتمع آریاگان ضمن سفر به ناشناخته ها می توانیم به اصل خویش برگردیم. آریاگان فرصت و بهانه ای است تا یک بار دیگر بهبهان را تجربه کنیم ؛تجربه ای که شاید ما را در شهرمان ماندگار کرد! اگر یکی از کاربرد های پست مدرنیسم را پیشرفت و ترقی بر پایه منطق بدانیم لااقل اینجا و در شهرمان بهبهان پست مدرنیسم به معنای درستش به کار گرفته شده است، منطقی که متقاعدمان می کند از سرمایه گذاری در شهرمان نهراسیم. «کدخدا»ی قصه ما با ساخت این مجتمع «اعتماد به نفس سرمایه گذار را برای سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال و نوسازی در بهبهان بالا برد.شاید سرمایه گذار بعدی شما باشید اگر بدانید آنها در رویاهایشان به تفریحات آبی در بهبهان از قبیل «جت اسکی» و «قایق سواری» و نیز «پیاده روی و دوچرخه سواری کوهستانی» هم فکر می کنند،شاید به کمک آنها بیائید. آنها که «ژول ورن »وار به بهبهان فکر می کنند و ما را بسان استنلی کوبریک با یک کات از خَس پِرتَی(khas pertay )به سینمای چهار بعدی می برند... از مجتمع آریاگان بیشتر بدانید برادران کدخدا این مجتمع رااز Base تا بهره برداری با بیش از 19 میلیارد تومان احداث کرده اند. جالب است بدانید فقط هزینه مشاورین خارجی و داخلی این پروژه بیش از 500 میلیون تومان شده و شرکت Asi(یکی از بزرگترین مشاورین Entertainment در خاور میانه) و نوانديش (یکی از بزرگترين شرکتهای مشاور ايران در ساخت و ساز و طراحي) مشاور برادران کدخدا در ساخت این پروژه بوده و بيش از 5 گروه فني و حرفه اي كه عمران خوانده بودند،روي این مجموعه كار كرده اند. مجتمع آریاگان علاوه بر سيستم هاي خنك كننده اسپيلت از سيستم هواساز نیز برخوردار است که این سیستم از شرکت ،«يورگ» عظیم ترین سازنده این سیستم، خریداری شده چرا که تنها سیستم هواسازی است که با آب هوای بهبهان مطابقت دارد.ضمنا در عایق سازی مجتمع آریاگان از مبحث 19 استفاده شده است. جالب است بدانید نماي بیرونی مجتمع آرياگان 7 طيف رنگي دارد كه در آفتاب جلوه بسيار خوبي دارد. ظهر وقتي آفتاب به اوج خود مي رسد طيفي از رنگ ها را در نماي بيروني مجتمع مي توانيد ببينيد. از كله غازي و صورتي مليح گرفته تا سبز فسفري. بازي های ارائه شده در شهر بازی این مجتمع به 4 بخش تقسيم مي شود. بازي هاي (ویدئویی) Video Games،Reademtions (جایزه ای)، (بازی کودکان) Kidy Ridesو بازي براي بزرگترها كه شامل بازي هايي مثل سينماي 4 بعدي،بولينگ،پیست ماشین سواری و ... مي شود. دستگاه هاي شهر بازي تماما اروپايي و مربوط به سال هاي 2010 و 2011 ميلادي است . يعني جديدترين دستگاه هاي بازي روز در دنيا است. سيستم كارت شارژ بازي ها نیز مدرن ترین سيستم اينتر كارت دنیا است. برای پوشش کف ها، از كف پوشي استفاده شده كه فرانسوی و ضد خستگی، ضد باكتري و ضد قارچ است این کف پوش همچنین مورد تأیید فیفا جهت سالن های ورزشی است. برادران کدخدا همچنین برای رستوران مجتمع آریاگان بهترین ها را خواسته اند و از شرکت «هپ تور» یکی از بزرگترین شرکت های راه اندازی فست فود،استفاده کرده اند.شما در این رستوران می توانید تركيبي از غذاهاي فرنگي و ايراني را سرو کنید ازغذاهای اروپایی گرفته تا غذاهای سنتي خودمان . رستوران يك VIP و يك سالن آمفي تئاتر هم دارد كه البته آمفی تئاتر آن در حال تجهیز است و هنوز به بهره برداری نرسیده است. [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:11 ] [ فرزاد صدری ]
سایت گل- هیوا حکمتی - دیشب نو کمپ حال و هوای دیگری داشت . شاهد جشن باشکوهی برای مردی بود که چهار سال برای باشگاه و شهرش افتخار آفرید تا از او بعنوان پرافتخار ترین مربی دوران یاد شود .او کاری را کرد که تاریخ بارسا را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد شاید کمتر پیش آمده که در وداع با مربی که تنها چهار سال سکان تیمی را در اختیار داشته ، چنین مراسم باشکوهی گرفته شود مراسمی بسان قهرمانی در لالیگا یا چمپیونز لیگ یا حتی بزرگتر از آن .همه از کوچک و بزرگ نوشته ایی در دست داشتند که بنوعی در تکریم و سپاس از مرد پر احساس و پر عاطفه کاتالانی بود.
پپ ، دوستت داریم
بزرگترین پارچه نوشته شده در روبروی جایگاه قرار داده شده بود که روی آن به زبان کاتالانی نوشته شده بود ، پپ دوستت داریم .بدون شک یکی از ویژگی های بارز و از رموز موفقیت این مربی چهل و یکساله محبوبیت او در بین هواداران ، بازیکنان و حتی جامعه ورزشی اسپانیا است بطوری که حتی در اردوگاه دشمن و در مادرید هم از او با احترام یاد میشود خیلی ها از جمله خود دل بوسکه عقیده دارند که مناسبترین شخص برای رهبری تیم ملی اسپانیا پپ گواردیلا است .بسیاری از کارشناسان فوتبال دنیا معتقد بودند که اگر بارسا بجای اسپانیا در یورو ۲۰۰۸ و جام جهانی ۲۰۱۰ شرکت میکرد خیلی راحت تر و مقتدرانه تر میتوانست قهرمان شود .این اعتراف بزرگان فوتبال اسپانیا به بزرگی پپ در حالی است که در تاریخ فوتبال اسپانیا مربی تیم ملی اکثرا از باشگاه مادرید انتخاب شده .پپ اتحاد و دوستی را در تیم بوجود آورد که آنرا به سلاح برتر بلو گرانا بدل کرد میتوان ادعا کرد محبوبیت پپ در بین هواداران حتی از خیلی از ستاره های تیم هم بیشتر بود
پپ ، متشکریم
هزاران پلاکارد کوچک و بزرگ در دست تماشاگرانی بود که روی آن به زبانهای مختلف از پپ سپاس و قدردانی شده بود پپ در مدت چهار سال افتخاراتی را برای بارسا رقم زد که او را تبدیل به پرافتخار ترین مربی باشگاه کرده و شاید تا سالیان متمادی هم هیچ مربی دیگری نتواند افتخاراتش را تکرار کند.او یک بار دیگر نام بارسلونا را در جهان بلند آوازه نمود و چهره دیگری از وطن و مردمش را به جهانیان شناسند
پپ ، چه گوارای فوتبال
در میان تماشگران جوانکی روی تی شرت خود با الهام از عکس چه گوارا صورت پپ را روی آن قرار داده بود و به این ترتیب میخواست از پپ بعنوان چه گوارای فوتبال یاد کند .چه گوارا روشنفکر و انقلابی بزرگ آمریکای جنوبی و همشهری به لیسا و مسی بود.که الهام بخش میلیون ها آزادی خواه جهان در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی شده بود مردمی که با الهام از ال چه برای رسیدن به آزادی و انقلاب از جان خود مایه گذاشتند .چه گوارا که با دوست صمیمی خودش فیدل کاسترو انقلاب کوبا را طراحی ، پایه گذاری و به ثمر نشاند بعد ها در درگیری با ارتش بولیوی کشته شد فیدل اکنون در جزیره تنهایی اش در حال سپری کردن آخرین روزهای عمرش است و یادآوری این نکته که همیشه انقلابیون و انقلاب ها خوشبختی نمی آورند شاید حالا انقلاب تیکی تاکایی پپ الهام بخش مربیان جوانی برای آینده فوتبال جهان شده و فصل تازه ایی را در دنیای فوتبال رقم زند اما سوال اینجاست پپ یک مصلح بود یا یک انقلابی ؟
پپ مصلح یا انقلابی ؟
پپ از یک طرف مصلح بود وی حرکت تدریجی توتال فوتبال هلندی را که بر بنیان های فکری رینوس میشل و بعدها یوهان کرویف شکل گرفته بود را با رنگ و لعاب کاتالانی و اسپانیایی در لاماسیا امتزاج کرد و بعد از مدت چهار دهه به بلوغ و بالندگی خود رساند از جهت دیگر پپ یک انقلابی بود که از دل همین لاماسیا تیکی تاکایی را بیرون آورد که بیشتر سحر بود و جادو .چشمها را خیره کرد و نواخت. دل ها برد و دلبری کرد افسونی بود که قصه هایش همچننان ناتمام باقی مانده
فلسفه فوتبال پپ
فلسفه فوتبال پپ بر توتال فوتبال هلندی و تیکی تاکای کاتالانی استوار است .پپ معتقد است که به فوتبال باید ورای یک مسابقه و نتیجه نگاه کرد .فوتبال یکی از لذت های بشری است که باید ورای نتیجه از ان لذت برد و این لذت را در میدان مسابقه با تماشاچیان و میلیون ها بیننده تقسیم کرد .در بعدد فنی پپ اعتقاد دارد با تیکی تاکا و مالکیت توپ باید تیم مقابل را از نظر بدنی و ذهنی خسته کرد و تمرکز را از حریف گرفت و در موقع مناسب ضربه را وارد کرد .در زمان از دست دادن توپ هم باید در کمترین زمان ممکن بسرعت در یک سوم میانی یا دفاعی حریف با پرس چند جانبه آنرا بازیابی کرد از همین رو آنتی بارسا هایی که الگوریتم غلبه بر بارسا را نوشته اند بیش از هر چیز بر این نکته تاکید دارند در مقابل بارسا باید از نظر ذهنی کاملا آماده باشید و خسته نشوید و در طول زمان بازی کاملا آرامش خود را حفظ کنید .بی جهت بدنبال توپ ندوید ولی وقتی آنرا بدست آوردید از آن استفاده کاملا بهینه برید .شاید با همین رموز بود که چلسی و رئال در مدت چهار روز توانستند آبی اناری ها را از دو جام دور کنند
پپ ، گاد فادر بارسا
بنر دیگری که در ورزشگاه خود نمایی میکرد روی آن نوشته شده بود پپ پدر خوانده .این که پپ را پدر خوانده بارسا بدانیم شاید کمی زود باشد اما میتوان گفت سایه پپ تا سالهای متمادی روی سر بارسا خواهد ماند سایه او نه تنها روی مربیان بعدی که حتی روی مجموعه مدیریت و عملکرد مدیران هم تاثیر گذار خواهد بود .از این رو شاید بتوان پیش بینی کرد که پپ در تیم دیگری مربیگری نخواهد کرد .او عضوی از مجموعه بارسا باقی خواهد ماند چه بعنوان مربی چه مدیر
پپ ، سردار بی شکست خاک دشمن
پپ در صحبت هایی که دیشب داشت به کنایه اشاره کرد که هرگز نباخته است .او یگانه مربی تاریخ بارسا است که در مدت چهار سال مربی گری اش هرگز در خاک دشمن (برنابئو ) طعم شکست را نچشید و حسرت شادی پیروزی را بر دل مادریسیموها گذاشت چند روز پیش مصادف بود با شروع طلایی او با برد شش دو در سانتیاگو برنابئو .شاید از رفتن او بیش از همه مادریدی ها خوشحال شده باشند
کیکی با پنجاه شمع ، اشک هایم را نبین
مسی دیشب با آن ریش و سبیل کم و بیش چه گوارایی اش حال و هوای دیگری داشت وقتی گل پنجاهم را زد برخلاف همیشه دوان دوان دوید تا مربی اش را در آغوش بگیرد .تشکری از او داشته باشد برای این چهار سال بیاد ماندنی ضمن اینکه هدیه ایی هم به او داده باشد.هدیه و رکوردی که شاید تا سالهای سال دست نیافتنی باشد .پپ بعد از در آغوش گرفتن مسی به شیشه آب پناه برد .بغضی که فرو میرفت و چشمانی که تاب نمی آوردند
بارسا بعد از پپ
میگویند بعد از پپ پایان دوران طلایی بارسا است .میگویند اگر لاپورتا نرفته بود پپ ادامه میداد اما چه کسی گفته پپ از بارسا رفته.پپ مانند زمان خودش چه بسا با وسواس بیشتر بازیهای تیم را دنبال خواهد کرد.هفته ایی چند بار با تیتو در یکی از کافه های شهر قهوه خواهد نوشید و راجع به تیم صحبت خواهند کرد .اگر فکر بارسا خواب را در نیمه های شب از چشمانش برباید ، تلفن تیتو زنگ خواهد خورد.عشق درمانی ندارد
تیتو می اید
منتظر تیتو با کت و شلوار آرمانی در کنار خط باشید .میگویند قرار است پپ دوم شود .مدیران تیم با انتخاب نسبتا غیر منتظره او نشان دادند میخواهند به سنت لاماسیایی و فرهنگ بومی خود وفادار بمانند آنها حتی در یارگیری ترجیها بازیکنان بومی و اسپانیایی را در اولویت قرار داده اند و این چیزی است که آنها را از مادریدی ها جدا میکند اما تیتو در کنار ادامه راه گواردیلا چه تغییرات و رفرمی را در پیش خواهد گرفت آیا بدنبال یک سنتر فوروارد بلند قد است تا در ان مترهای آخر کمی توپ را به هوا ببرد ؟ یا دنبال بالا بردن سرعت تیم در جناحین ؟ باید منتظر ماند و دید اما در هر صورت با بودن مسی آنها در اسپانیا و اروپا همچنان یک مدعی باقی خواهند ماند کمی بیشتر یا کمی کمتر
![]() نمای آخر ، تونل به افتخار پپ
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:15 ] [ فرزاد صدری ]
|
||
| [ طراحي : ايران اسکين ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||